تسلیت

فاطمه ...

همیشه واسم نمونه کامل فداکاری و ابهت بود

همیشه اسمش حال و هوامو عوض میکنه

آیا لایق نوشتن در موردش هستم..؟

هنوز نشناختمش و خیلی راه مونده که بدونم کی هست

شهادتشون رو تسلیت میگم ...

.........................................................................کمکم کن زیبا زندگی کنم

زندگانى امام حسين (ع)


 

در روز سوم ماه شعبان سال چهارم هجرت (1) دومين فرزند برومند حضرت على وفاطمه , كه درود خدا بر ايشان باد, در خانه وحى و ولايت چشم به جهان گشود. چون خبر ولادتش به پيامبر گرامى اسلام (ص) رسيد, به خانه حضرت على (ع) و فاطمه (س) آمد و اسما (2) را فرمود تا كودكش را بياورد.
اسما او را در پارچه اى سپيد پيچيد و خدمت رسول اكرم (ص ) برد, آن گرامى به گوش راست او اذان و به گوش چپ او اقامه گفت .(3) به روزهاى اول يا هفتمين روز ولادت با سعادتش , امين وحى الهى , جبرئيل , فرود آمد و گفت : سلام خداوند بر تو باد اى رسول خدا, اين نوزاد را به نام پسر كوچك هارون (شبير) (4) كه به عربى (حسين) خوانده مي شود نام بگذار.(5) چون على براى تو بسان هارون براى موسى بن عمران است , جز آن كه تو خاتم پيغمبران هستى . و به اين ترتيب نام پرعظمت حسين از جانب پروردگار, براى دومين فرزند فاطمه (س ) انتخاب شد. به روز هفتم ولادتش , فاطمه زهرا كه سلام خداوند بر او باد, گوسفندى را براى فرزندش به عنوان عقيقه (6) كشت , و سر آن حضرت را تراشيد و هموزن موى سر او نقره صدقه داد.(7)

حسين (ع) و پيامبر (ص) :

از ولادت حسين بن على (ع ) كه در سال چهارم هجرت بود تا رحلت رسول الله (ص ) كه شش سال و چند ماه بعد اتفاق افتاد, مردم از اظهار محبت و لطفى كه پيامبر راستين اسلام (ص) درباره حسين (ع) ابراز ميداشت , به بزرگوارى و مقام شامخ پيشواى سوم آگاه شدند. سلمان فارسى ميگويد: ديدم كه رسول خدا (ص) حسين (ع) را بر زانوى خويش نهاده او را مي بوسيد ومي فرمود:تو بزرگوار و پسر بزرگوار و پدر بزرگوارانى , تو امام و پسر امام و پدر امامان هستى , تو حجت خدا و پسر حجت خدا و پدر حجت هاى خدايى كه نه نفرند و خاتم ايشان ,قائم ايشان (امام زمان عج) ميباشد.(8) انس بن مالك روايت ميكند: وقتى از پيامبر پرسيدند كدام يك از اهل بيت خود را بيشتر دوست ميدارى , فرمود: حسن و حسين را, (9) بارها رسول گرامى حسن (ع) و حسين (ع) را به سينه مي فشرد وآنان را مي بوييد و مي بوسيد.(10) ابوهريره كه از مزدوران معاويه و از دشمنان خاندان امامت است , در عين حال اعتراف ميكند كه : رسول اكرم را ديدم كه حسن و حسين را بر شانه هاى خويش نشانده بود و به سوى ما مي آمد, وقتى به ما رسيد فرمود هر كس اين دو فرزندم را دوست بدارد مرا دوست داشته , و هر كه با آنان دشمنى ورزد با من دشمنى نموده است .(11) عاليترين , صميمي ترين و گوياترين رابطه معنوى و ملكوتى بين پيامبر و حسين را ميتوان در اين جمله رسول گرامى اسلام (ص) خواند كه فرمود: حسين از من و من ازحسينم .(12)

حسين (ع) با پدر :

شش سال از عمرش با پيامبر بزرگوار سپرى شد, و آن گاه كه رسول خدا (ص) چشم ازجهان فروبست و به لقاى پروردگار شتافت , مدت سى سال با پدر زيست. پدرى كه جزبه انصاف حكم نكرد , و جز به طهارت و بندگى نگذرانيد, جز خدا نديد و جز خدا نخواست و جز خدا نيافت.پدرى كه در زمان حكومتش لحظه اى او را آرام نگذاشتند , همچنان كه به هنگام غصب خلافتش جز به آزارش برنخاستند. در تمام اين مدت , با دل و جان از اوامر پدر اطاعت ميكرد, و در چند سالى كه حضرت على (ع ) متصدى خلافت ظاهرى شد, حضرت حسين (ع) در راه پيشبرد اهداف اسلامى , مانند يك سرباز فداكارهمچون برادر بزرگوارش مي كوشيد, و در جنگهاى جمل , صفين و نهروان شركت داشت. (13)و به اين ترتيب , از پدرش اميرالمؤمنين (ع) و دين خدا حمايت كرد وحتى گاهى در حضور جمعيت به غاصبين خلافت اعتراض ميكرد.در زمان حكومت عمر, امام حسين (ع) وارد مسجد شد , خليفه دوم را بر منبر رسول الله (ص) مشاهده كرد كه سخن ميگفت. بلادرنگ از منبر بالا رفت و فرياد زد: از منبرپدرم فرود آى .... (14) امام

حسين (ع) با برادر :

پس از شهادت حضرت على (ع), به فرموده رسول خدا (ص) و وصيت اميرالمؤمنين (ع) امامت و رهبرى شيعيان به حسن بن على (ع), فرزند بزرگ اميرالمؤمنين (ع), منتقل گشت و بر همه مردم واجب و لازم آمد كه به فرامين پيشوايشان امام حسن (ع) گوش فرادارند. امام حسين (ع) كه دست پرورد وحى محمدى و ولايت علوى بود, همراه وهمكار و همفكر برادرش بود. چنان كه وقتى بنا بر مصالح اسلام و جامعه مسلمانان و به دستور خداوند بزرگ , امام حسن (ع) مجبور شد كه با معاويه صلح كند و آن همه ناراحتيها را تحمل نمايد, امام حسين (ع) شريك رنجهاى برادر بود و چون ميدانست كه اين صلح به صلاح اسلام و مسلمين است , هرگز اعتراض به برادرنداشت و حتى يك روز كه معاويه , در حضور امام حسن (ع) وامام حسين (ع) دهان آلودهاش را به بدگويى نسبت به امام حسن (ع) و پدربزرگوارشان اميرمؤمنان (ع) گشود, امام حسين (ع) به دفاع برخاست تا سخن در گلوى معاويه بشكند و سزاى ناهنجاريش را به كنارش بگذارد, ولى امام حسن (ع) او را به سكوت و خاموشى فراخواند , امام حسين (ع ) پذيرا شد و به جايش بازگشت , آن گاه امام حسن (ع) خود به پاسخ معاويه برآمد و با بيانى رسا و كوبنده خاموشش ساخت.(15)

امام حسين (ع) در زمان معاويه :

چون امام حسن (سلام خدا و فرشتگان خدا بر او باد) از دنيا رحلت فرمود, به گفته رسول خدا (ص) و اميرالمؤمنين (ع) و وصيت حسن بن على (ع) امامت و رهبرى شيعيان به امام حسين (ع) منتقل شد و از طرف خدا مأمور رهبرى جامعه گرديد. امام حسين (ع) ميديد كه معاويه با اتكا به قدرت اسلام , بر اريكه حكومت اسلام به ناحق تكيه زده , سخت مشغول تخريب اساس جامعه اسلامى و قوانين خداوند است , و ازاين حكومت پوشالى مخرب به سختى رنج ميبرد, ولى نميتوانست دستى فراز آورد وقدرتى فراهم كند تا او را از جايگاه حكومت اسلامى پايين بكشد, چنانچه برادرش امام حسن (ع) نيز وضعى مشابه او داشت. امام حسين (ع) ميدانست اگر تصميمش را آشكار سازد و به سازندگى قدرت بپردازد,پيش از هر جنبش و حركت مفيدى به قتلش ميرساند, ناچار دندان بر جگر نهاد و صبررا پيشه ساخت كه اگر برمي خاست , پيش از اقدام به دسيسه كشته مي شد, و از اين كشته شدن هيچ نتيجه اى گرفته نمي شد. بنابراين تا معاويه زنده بود, چون برادر زيست و علم مخالفت هاى بزرگ نيفراخت , جز آن كه گاهى محيط و حركات و اعمال معاويه را به باد انتقاد ميگرفت و مردم رابه آينده نزديك اميدوار ميساخت كه اقدام مؤثرى خواهد نمود. و در تمام طول مدتى كه معاويه از مردم براى ولايت عهدى يزيد , بيعت ميگرفت , حسين به شدت با اومخالفت كرد, و هرگز تن به بيعت يزيد نداد و وليعهدى او را نپذيرفت و حتى گاهى سخنانى تند به معاويه گفت و يا نامهاى كوبنده براى او نوشت.(16)معاويه هم در بيعت گرفتن براى يزيد , به او اصرارى نكرد و امام (ع) همچنين بود وماند تا معاويه درگذشت ...

قيام حسينى :

يزيد پس از معاويه بر تخت حكومت اسلامى تكيه زد و خود را اميرالمؤمنين خواند و براى اين كه سلطنت ناحق و ستمگرانه اش را تثبيت كند, مصمم شد براى نامداران و شخصيتهاى اسلامى پيامى بفرستد و آنان را به بيعت با خويش بخواند.به همين منظور, نامه اى به حاكم مدينه نوشت و در آن يادآور شد كه براى من از حسين (ع) بيعت بگير و اگر مخالفت نمود به قتلش برسان.حاكم اين خبر را به امام حسين (ع) رسانيد و جواب مطالبه نمود.امام حسين (ع) چنين فرمود: انا لله و انا اليه راجعون و على الاسلام السلام اذا بليت الامة براع مثل يزيد.(17) آن گاه كه افرادى چون يزيد (شرابخوار و قمارباز و بي ايمان و ناپاك كه حتى ظاهر اسلام را هم مراعات نميكند) بر مسند حكومت اسلامى بنشيند, بايد فاتحه اسلام را خواند. (زيرا اين گونه زمامدارها با نيروى اسلام و به نام اسلام , اسلام را از بين مي برند.) امام حسين (ع) ميدانست اينك كه حكومت يزيد را به رسميت نشناخته است , اگر درمدينه بماند به قتلش ميرسانند, لذا به امر پروردگار, شبانه و مخفى از مدينه به سوى مكه حركت كرد.آمدن آن حضرت به مكه , همراه با سرباز زدن او از بيعت يزيد, در بين مردم مكه و مدينه انتشار يافت , و اين خبر تا به كوفه هم رسيد. كوفيان ازامام حسين (ع) كه در مكه بسر ميبرد دعوت كردند تا به سوى آنان آيد و زمامدار امورشان باشد. امام (ع) مسلم بن عقيل , پسر عموى خويش را به كوفه فرستاد تا حركت و واكنش اجتماع كوفى را از نزديك ببيند و برايش بنويسد. مسلم به كوفه رسيد و با استقبال گرم و بي سابقه اى روبرو شد , هزاران نفر به عنوان نايب امام (ع) با او بيعت كردند و مسلم هم نامه اى به امام حسين (ع) نگاشت وحركت فورى امام (ع) را لازم گزارش داد. هر چند امام حسين (ع) كوفيان را به خوبى مي شناخت , و بي وفايى و بي دينيشان را درزمان حكومت پدر و برادر ديده بود و مي دانست به گفته ها و بيعتشان با مسلم نمي توان اعتماد كرد , و ليكن براى اتمام حجت و اجراى اوامر پروردگار تصميم گرفت كه به سوى كوفه حركت كند. با اين حال تا هشتم ذيحجه , يعنى روزى كه همه مردم مكه عازم رفتن به منى بودند (18) و هر كس در راه مكه جا مانده بود با عجله تمام ميخواست خود را به مكه برساند, آن حضرت در مكه ماند و در چنين روزى با اهل بيت و ياران خود, از مكه به طرف عراق خارج شد و با اين كار هم به وظيفه خويش عمل كرد و هم به مسلمانان جهان فهماند كه پسر پيغمبر امت , يزيد را به رسميت نشناخته و با او بيعت نكرده , بلكه عليه او قيام كرده است. يزيد كه حركت مسلم را به سوى كوفه دريافته و از بيعت كوفيان با او آگاه شده بود, ابن زياد را (كه از پليدترين ياران يزيد و از كثيفترين طرفداران حكومت بنى اميه بود) به كوفه فرستاد.ابن زياد از ضعف ايمان و دورويى و ترس مردم كوفه استفاده نمود و با تهديد وارعاب , آنان را از دور و بر مسلم پراكنده ساخت و مسلم به تنهايى با عمال ابن زياد به نبرد پرداخت و پس از جنگى دلاورانه و شگفت , با شجاعت شهيد شد.(سلام خدا بر او باد) و ابن زياد جامعه دورو و خيانتكار و بی ايمان كوفه را عليه امام حسين (ع) برانگيخت , و كار به جايى رسيد كه عده اى از همان كسانى كه براى امام (ع) دعوتنامه نوشته بودند, سلاح جنگ پوشيدند و منتظر ماندند تا امام حسين (ع) از راه برسد و به قتلش برسانند. امام حسين (ع) از همان شبى كه از مدينه بيرون آمد و در تمام مدتى كه در مكه اقامت گزيد و در طول راه مكه به كربلا, تا هنگام شهادت , گاهى به اشاره , گاهى به صراحت , اعلان ميداشت كه : مقصود من از حركت , رسوا ساختن حكومت ضد اسلامى يزيد و برپاداشتن امر به معروف و نهى از منكر و ايستادگى در برابر ظلم و ستمگرى است وجز حمايت قرآن و زنده داشتن دين محمدى هدفى ندارم. و اين مأموريتى بود كه خداوند به او واگذار نموده بود, حتى اگر به كشته شدن خود و اصحاب و فرزندان و اسيرى خانواده اش اتمام پذيرد.رسول گرامى (ص) و اميرمؤمنان (ع) و حسن بن على (ع) پيشوايان پيشين اسلام , شهادت امام حسين (ع) را بارها بيان فرموده بودند. حتى در هنگام ولادت امام حسين (ع) ,رسول گرانمايه اسلام (ص) شهادتش را تذكر داده بود. (19) و خود امام حسين (ع ) به علم امامت ميدانست كه آخر اين سفر به شهادتش مي انجامد , ولى او كسى نبود كه دربرابر دستور آسمانى و فرمان خدا براى جان خود ارزشى قائل باشد , يا از اسارت خانواده اش واهمه اى به دل راه دهد. او آن كس بود كه بلا را و شهادت را سعادت مي پنداشت .(سلام ابدى خدا بر او باد) خبر شهادت حسين (ع) در كربلا به قدرى در اجتماع اسلامى مورد گفتگو واقع شده بودكه عامه مردم از پايان اين سفر مطلع بودند. چون جسته و گريخته , از رسول الله (ص) و اميرالمؤمنين (ع) و امام حسن بن على (ع) و ديگر بزرگان صدر اسلام شنيده بودند. بدينسان حركت امام حسين (ع) با آن درگيريها و ناراحتي ها احتمال كشته شدنش را دراذهان عامه تشديد كرد. به ويژه كه خود در طول راه مي فرمود: من كان باذلا فينا مهجته و موطنا على لقاء الله نفسه فليرحل معنا.(20)هر كس حاضر است در راه ما از جان خويش بگذرد و به ملاقات پروردگار بشتابد, همراه ما بيايد. و لذا در بعضى از دوستان اين توهم پيش آمد كه حضرتش را از اين سفر منصرف سازند. غافل از اين كه فرزند على بن ابى طالب (ع) امام و جانشين پيامبر , و از ديگران به وظيفه خويش آگاه تر است و هرگز از آنچه خدا بر عهده او نهاده دست نخواهد كشيد. بارى امام حسين (ع) با همه اين افكار و نظريه ها كه اطرافش را گرفته بود به راه خويش ادامه دا, و كوچكترين خللى در تصميمش راه نيافت.سرانجام , رفت , و شهادت را دريافت . نه خود تنها, بلكه با اصحاب و فرزندان كه هر يك ستارهاى درخشان در افق اسلام بودند, رفتند و كشته شدند و خون هايشان شنهاى گرم دشت كربلا را لاله باران كرد تا جامعه مسلمانان بفهمد يزيد (باقيمانده بستر هاى گناه آلود خاندان اميه) جانشين رسول خدا نيست , و اساسا اسلام از بنى اميه و بنى اميه از اسلام جداست . راستى هرگز انديشيده ايد اگر شهادت جانگداز و حماسه آفرين حسين (ع) به وقوع نمي پيوست و مردم يزيد را خليفه پيغمبر (ص) مي دانستند, و آن گاه اخبار دربار يزيد و شهوتراني هاى او و عمالش را مي شنيدند, چقدر از اسلام متنفر مي شدند, زيرا اسلامى كه خليفه پيغمبرش يزيد باشد, به راستى نيز تنفرآور است ... و خاندان پاك حضرت امام حسين (ع) نيز اسير شدند تا آخرين رسالت اين شهادت رابه گوش مردم برسانند. و شنيديم و خوانديم كه در شهرها, در بازارها, در مسجدها, در بارگاه متعفن پسر زياد و دربار نكبت بار يزيد, هماره و همه جا دهان گشودند وفرياد زدند, و پرده زيباى فريب را از چهره زشت و جنايتكار جيره خواران بنى اميه برداشتند و ثابت كردند كه يزيد سگباز وشرابخوار است , هرگز لياقت خلافت ندارد و اين اريكهاى كه او بر آن تكيه زده جايگاه او نيست . سخنانشان رسالت شهادت حسينى را تكميل كرد, طوفانى در جانها برانگيختند, چنان كه نام يزيد تا هميشه مترادف با هر پستى و رذالت و دنائت گرديد و همه آرزوهاى طلايى و شيطانيش چون نقش بر آب گشت . نگرشى ژرف ميخواهد تا بتوان بر همه ابعاد اين شهادت عظيم وپرنتيجه دست يافت.از همان اوان شهادتش تاكنون , دوستان و شيعيانش , و همه آنان كه به شرافت و عظمت انسان ارج مي گذارند , همه ساله سالروز به خون غلتيدنش را, سالروز قيام و شهادتش را با سياهپوشى و عزادارى محترم مي شمارند,و خلوص خويش را با گريه برمصايب آن بزرگوار ابراز ميدارند. پيشوايان مآلانديش و معصوم ما, هماره به واقعه كربلا و به زنده داشتن آن عنايتى خاص داشتند.غير از اين كه خود به زيارت مرقدش ميشتافتند و عزايش را بر پا ميداشتند, در فضيلت عزادارى و محزون بودن براى آن بزرگوار, گفتارهاى متعددى ايراد فرموده اند. ابوعماره گويد: روزى به حضور امام ششم صادق آل محمد (ع) رسيدم , فرمود اشعارى درسوگوارى حسين براى ما بخوان.وقتى شروع به خواندن نمودم صداى گريه حضرت برخاست , من مي خواندم و آن عزيز ميگريست , چندان كه صداى گريه از خانه برخاست.بعد از آن كه اشعار را تمام كردم , امام (ع) در فضليت و ثواب مرثيه و گرياندن مردم بر امام حسين (ع) مطالبى بيان فرمود.(21) و نيز از آن جناب است كه فرمود :گريستن و بيتابى كردن در هيچ مصيبتى شايسته نيست مگر در مصيبت حسين بن على كه ثواب و جزايى گرانمايه دارد. (22)باقرالعلوم , امام پنجم (ع) به محمد بن مسلم كه يكى از اصحاب بزرگ او است فرمود :به شيعيان ما بگوييد كه به زيارت مرقد حسين بروند زيرا بر هر شخص باايمانى كه به امامت ما معترف است , زيارت قبر اباعبدالله لازم مي باشد. (23) امام صادق (ع) مي فرمايد : ان زيارة الحسين عليه السلام افضل ما يكون من الاعمالهمانا زيارت حسين (ع) از هر عمل پسنديده اى ارزش و فضيلتش بيشتر است. (24) زيرا كه اين زيارت در حقيقت مدرسه بزرگ و عظيم است كه به جهانيان درس ايمان و عمل صالح ميدهد و گويى روح را به سوى ملكوت خوبي ها و پاكدامني ها و فداكاري ها پرواز ميدهد. هر چند عزادارى و گريه بر مصايب حسين بن على (ع) و مشرف شدن به زيارت قبرش و بازنماياندن تاريخ پرشكوه و حماسه ساز كربلايش ارزش و معيارى والا دارد ، لكن بايد دانست كه نبايد تنها به اين زيارت ها و گريه ها و غم گساريدن اكتفا كرد بلكه همه اين تظاهرات , فلسفه ديندارى ، فداكارى و حمايت از قوانين آسمانى را به ما گوشزد مي نمايد و هدف هم جز اين نيست و نياز بزرگ ما از درگاه حسينى آموختن انسانيت و خالى بودن دل از هر چه غير از خداست مي باشد و گرنه اگر فقط به صورت ظاهر قضيه بپردازيم , هدف مقدس حسينى به فراموشى ميگرايد.

 اخلاق و رفتار امام حسين (ع) :

با نگاهى اجمالى به 56 سال زندگى سراسر خداخواهى و خداجويى حسين (ع), درمي يابيم كه هماره وقت او به پاكدامنى و بندگى و نشر رسالت احمدى و مفاهيم عميقى والاتراز درك و ديد ما گذشته است.اكنون مرورى كوتاه به زواياى زندگانى آن عزيز, كه پيش روى ما است : جنابش به نماز و نيايش با پروردگار و خواندن قرآن و دعا و استغفار علاقه بسيارى داشت. گاهى در شبانه روز صدها ركعت نماز مي گزاشت .(25) و حتى در آخرين شب زندگى دست از نياز و دعا برنداشت , و خوانده ايم كه از دشمنان مهلت خواست تا بتواند با خداى خويش به خلوت بنشيند.و فرمود: خدا ميداند كه من نماز و تلاوت قرآن و دعاى زياد و استغفار را دوست دارم .(26)حضرتش بارها پياده به خانه كعبه شتافت و مراسم حج را برگزار كرد.(27) ابن اثير در كتاب اسد الغابة مينويسد: كان الحسين رضى الله عنه فاضلا كثير الصوم و الصلوة و الحج و الصدقة و افعال الخير جميعها (28)حسين (ع) بسيار روزه مي گرفت و نماز مي گزارد و به حج مي رفت و صدقه مي داد و همه كارهاى پسنديده را انجام مي داد. شخصيت حسين بن على (ع ) آنچنان بلند و دور از دسترس و پرشكوه بود كه وقتى بابرادرش امام مجتبى (ع) پياده به كعبه مي رفتند , همه بزرگان و شخصيت هاى اسلامى به احترامشان از مركب پياده شده , همراه آنان راه مي پيمودند. (29) احترامى كه جامعه براى حسين (ع) قائل بود,  بدان جهت بود كه او با مردم زندگى مي كرد - از مردم و معاشرتشان كناره نمي جست - با جان جامعه هماهنگ بود, چونان ديگران از مواهب و مصائب يك اجتماع برخوردار بود, و بالاتر از همه ايمان بي تزلزل او به خداوند, او را غمخوار و ياور مردم ساخته بود. و گرنه , او نه كاخهاى مجلل داشت و نه سربازان و غلامان محافظ, و هرگز مثل جباران راه آمد و شد را به گذرش بر مردم نمي بستند, و حرم رسول الله (ص) را براى اوخلوت نميكردند... اين روايت يك نمونه از اخلاق اجتماعى اوست , بخوانيم : روزى از محلى عبور مي فرمود ، عده اى از فقرا بر عباهاى پهن شده شان نشسته بودند و نان پاره هاى خشكى مي خوردند ، امام حسين (ع) مي گذشت كه تعارفش كردند و او هم پذيرفت ، نشست و تناول فرمود و آن گاه بيان داشت : ان الله لا يحب المتكبرين (30) خداوند متكبران را دوست نمي دارد.سپس فرمود : من دعوت شما را اجابت كردم , شما هم دعوت مرا اجابت كنيد.آنها هم دعوت آن حضرت را پذيرفتند و همراه جنابش به منزل رفتند.حضرت دستور داد هر چه در خانه موجود است به ضيافتشان بياورند (31) و بدين ترتيب پذيرايى گرمى از آنان به عمل آمد و نيز درس تواضع و انسان دوستى را با عمل خويش به جامعه آموخت. شعيب بن عبدالرحمن خزاعى مي گويد : چون حسين بن على (ع ) به شهادت رسيد بر پشت مباركش آثار پينه مشاهده كردند علتش را از امام زين العابدين (ع) پرسيدند ، فرمود : اين پينه ها اثر كيسه هاى غذايى است كه پدرم شب ها به دوش مي كشيد و به خانه زن هاى شوهرمرده و كودكان يتيم و فقرا مي رسانيد. (32) شدت علاقه امام حسين (ع) را به دفاع از مظلوم و حمايت از ستمديدگان ميتوان درداستان ارينب وهمسرش عبدالله بن سلام دريافت , كه اجمال و فشردهاش را در اين جا متذكر ميشويم : يزيد به زمان ولايتعهدى , با اين كه همه نوع وسايل شهوترانى و كامجويى و كامروايى از قبيل پول , مقام , كنيزان رقاصه و... در اختيار داشت , چشم ناپاك و هرزهاش رابه بانوى شوهردار عفيفى دوخته بود. پدرش معاويه به جاى اين كه در برابر اين رفتار زشت و ننگين عكس العمل كوبنده اى نشان دهد, با حيله گرى و دروغ پردازى و فريبكارى , مقدماتى فراهم ساخت تا زن پاكدامن مسلمان را از خانه شوهر جدا ساخته به بستر گناه آلوده پسرش يزيد بكشاند. حسين بن على (ع ) از قضيه باخبر شد, در برابر اين تصميم زشت ايستاد و نقشه شوم معاويه را نقش بر آب ساخت و با استفاده از يكى از قوانين اسلام , زن را به شوهرش عبدالله بن سلام بازگرداند و دست تعدى و تجاوز يزيد را از خانواده مسلمان و پاكيزهاى قطع نمود و با اين كار همت و غيرت الهياش را نمايان و علاقه مندى خودرا به حفظ نواميس جامعه مسلمانان ابراز داشت , و اين رفتار داستانى شد كه درمفاخر آل على (ع) و دنائت و ستمگرى بنى اميه , براى هميشه در تاريخ به يادگارماند.(33) علائلى در كتاب سمو المعنى مينويسد: ما در تاريخ انسان به مردان بزرگى برخورد ميكنيم كه هر كدام در جبهه و جهتى عظمت و بزرگى خويش را جهانگير ساخته اند, يكى در شجاعت , ديگرى در زهد, آن ديگرى در سخاوت , و... اما شكوه و بزرگى امام حسين (ع) حجم عظيمى است كه ابعادبي نهايتش هر يك مشخص كننده يك عظمت فراز تاريخ است , گويا او جامع همه والاييها و فرازمنديها است .(34) آرى , مردى كه وارث بيكرانگى نبوت محمدى است , مردى كه وارث عظمت عدل و مروت پدرى چون حضرت على (ع) است و وارث جلال و درخشندگى فضيلت مادرى چون حضرت فاطمه (س) است , چگونه نمونه برتر و والاى عظمت انسان و نشانه آشكار فضيلت هاى خدايى نباشد. درود ما بر او باد كه بايد او را سمبل اعمال و كردارمان قرار دهيم . امام حسين (ع) و حكايت زيستن و شهادتش و لحن گفتارش و ابعاد كردارش نه تنها نمونه يك بزرگمرد تاريخ را براى ما مجسم مي سازد , بلكه او با همه خويشتن , آيينه تمام نماى فضيلت ها , بزرگ منشي ها , فداكاريها , جانبازيها, خدا خواهي ها و خدا جويي ها مي باشد , او به تنهايى مي تواند جان را به لاهوت راهبر باشد و سعادت بشريت را ضامن گردد.بودن و رفتنش , معنويت و فضيلت هاى انسان را ارجمند نمود.

 پي نوشتها:

 (1) در سال و ماه و روز ولادت امام حسين (ع ) اقوال ديگرى هم گفته شده است , ولى ما قول مشهور بين شيعه را نقل كرديم . ر. به . ك . اعلام الورى طبرسى , ص 213 (2) احتمال دارد منظور از اسما, دختر يزيد بن سكن انصارى باشد. ر. به . ك . اعيان الشيعه , جزء 11 , ص 167 (3) امالى شيخ طوسى , ج 1, ص 377 (4) شبر بر وزن حسن , و شبير بر وزن حسين , و مبشر بر وزن محسن , نام پسران هارون بوده است و بوده است و پيغمبر اسلام (ص ) فرزندان خود حسن و حسين و محسن را به اين سه نام ناميده است - تاج العروس , ج 3 , ص 389, اين سه كلمه در زبان عبرى همان معنى رادارد كه حسن و حسين و محسن در زبان عربى دارد - لسان العرب , ج 66, ص 60 (5) معانى الاخبار, ص 57 (6) در منابع اسلامى درباره عقيقه سفارش فراوان شده و براى سلامتى فرزند بسيارمؤثر دانسته شده است . ر. به . ك . وسائل الشيعه , ج 15, ص 143 به بعد (7) كافى , ج 6, ص 33 (8) مقتل خوارزمى , ج 1, ص 146 - كمال الدين صدوق , ص 152 (9) سنن ترمذى , ج 5, ص 323 (10) ذخائر العقبى , ص 122 (11) الاصابه , ج 11, ص 30 (12) سنن ترمذى , ج 5, ص 324 - در اين قسمت رواياتى كه در كتابهاى اهل تسنن آمده است نقل شد تا براى آنها هم سنديت داشته باشد. (13) الاصابه , ج 1, ص 333 (14) تذكرة الخواص ابن جوزى , ص 34 - الاصابه , ج 1, ص 333, آن طور كه بعضى ازمورخين گفتهاند اين موضوع تقريبا در سن ده سالگى امام حسين (ع ) اتفاق افتاده است. (15) ارشاد مفيد, ص 173 (16) رجال كشى , ص 94 - كشف الغمة , ج 2, ص 206 (17) مقتل خوارزمى , ج 1, ص 184 - لهوف , ص 20 (18) روز هشتم ماه ذيحجه مستحب است كه حاجيها به منى بروند, و در آن زمان به اين حكم استحبابى عمل مي كردند, ولى در زمان ما مرسوم شده است كه از روز هشتم يكسره به عرفات ميروند. (19) كامل الزيارات , ص 68 به بعد - مشير الاحزان , ص 9 (20) لهوف , ص 53 (21) كامل الزيارات , ص 105 (22) كامل الزيارات , ص 101 (23) كامل الزيارات , ص 121 (24) كامل الزيارات , ص 147 (25) عقد الفريد, ج 3, ص 143 (26) ارشاد مفيد, ص 214 (27) مناقب ابن شهرآشوب , ج 3, ص 224 - اسد الغابة , ج 2, ص 20 (28) اسد الغابة , ج 2, ص 20 (29) ذكرى الحسين , ج 1, ص 152, به نقل از رياض الجنان , چاپ بمبئى , ص 241 -انساب الاشراف (30) سوره نحل , آيه 22 (31) تفسير عياشى , ج 2, ص 257 (32) مناقب , ج 2, ص 222 (33) الامامة والسياسة , ج 1, ص 253 به بعد (34) از كتاب سمو المعنى , ص 104 به بعد, نقل به معنى شده است.  

 منبع:   http://essay.monajat.org/emam/Hossin/Sharh/Hossin_sharh_03.php    

 

 

مولا

در این سنگینی سکوت دوست دارم با مهتاب حرف بزنم و آسمان با من همراه شود و فرشته ها دعاهایم را به آن سوی ملکوت ، تا هفتمین آسمان بالا ببرند.

باران ، دلتنگی ام را بشوید و خالی شوم.

رمضان ماه میهمانی خدا

پيامبر اكرم(ص) می فرمايد: «ماه رجب ماه خدا و ماه شعبان ماه من و ماه رمضان، ماه امت من است،هر كس همه اين ماه را روزه بگيرد بر خدا واجب است كه همه گناهانش را ببخشد، بقيه عمرش را تضمين كند و او را از تشنگى و عطش دردناك روز قيامت امان دهد.»

 


تربیت سرباز امام زمان (عج) توسط زنان

میدونستین ایران با این جمعیتش از چین با اون جمعیت بیشتر لوازم آرایش مصرف میکنه ؟

میدونید بیشترین عمل بینی بین خانم ها رو در بین کشورهای جهان داریم ؟

سوال من اینه . مگه نه اینکه مرد از دامن زن به معراج میره ؟

مگه نه اینکه زن باید سرباز برای امام زمان تربیت کنه ؟ نمونه اش هم مادر زهیر در کربلا

خیلی دور نرم نمونش مادر شهدا که بعضی هاشون چهارتا شهید دادن

خب حالا بررسی کنیم ، نحوه ی زندگی این زنان رو .

نحوه رفتارشون با نامحرم

نحوه لباس پوشیدن ها

نحوه ی خطاب کردن یک مرد فریبه در حرف زدن هاشون

سوالم اینه ، چجوری این خانم ها میتونن کادر سازی کنن برای قیام حضرت مهدی ؟

آیا واقعا آرایش کردن های یه دختر 13 ساله و اینجوری گشتن تو خیابون منافاتی با تربیت فرزند نداره ؟

ممنون میشم نظراتتون رو در این مورد بگی

ميلادت مبارك يا مهدي(عج)

ولادت حضرت زهرا(س) و روز مادر و روز زن مبارك

صد بهار برابري به كوثر نكنند        وان باده ي آتشين به ساغر نكنند

عشاق جهان اگر برايند به هم     در عشق برابري به مادر نكنند....


ميلاد حضرت زهرا(س) و روز مادر رو به همه ي مادراي زحمت كش ايران عزيزمون تبريك ميگم.ان شاالله هميشه سايشون بالاي سرمون باشه.

شهادت حضرت زهرا (س) را تسلیت می گوییم

السلام عليک يا فاطمة الزهراء

السلام عليک يا سيدة نساء العالمين من الأولين و الآخرين

السلام عليک ايتها الصديقة الشهيدة

بالاترين مرتبه کمال انسانيت ، مقام عصمت است که رضا و غضب انسان در همه امور، بر مدار رضا و غضب خدا باشد . اگر عصمت کبري به آن است که انسان کامل به جائي برسد که در همه امور ، به رضاي خدا راضي شود و به غضب خدا ، غضب کند ؛ فاطمه زهرا کسي است که خداوند متعال به رضاي او راضي مي شود و به غضب او ، غضب مي کند و اين مقامي است که منشأ حيرت انسانهاي کامل است . . .

اوست که در مکاشفات يوحنا ، علامتي است عظيم که در آسمان ظاهر شده ؛ زني که آفتاب را در بر دارد و ماه  زير پايش ، و بر سر تاجي از 12 ستاره دارد.

اوست که در شب معراج رسول خدا ديد که بر در بهشت نوشته شده است : " فاطمة خيرة الله "

در شخصيت او همين بس که اول شخص وارد شونده بر بساط قرب الهي ، اوست ؛ چرا که رسول خدا فرمود : " فاطمه نخستين کسي است که به بهشت وارد ميشود . "

آيا پس از رحلت رسول خدا ، چه شد که چنين کسي با دلي پر درد ، گفت : " بر من مصيبت هائي فرود آمد که هرگاه بر روزهاي روشن فرود مي آمد ، چونان شب ، تيره و تار مي شدند "، و هنگامي که به خاک سپرده شد ، از بدن رنجور او ، شبحي باقي مانده بود . " مانند شبحي گشته بود " و اميرالمؤمنين در اين مصيبت ، آنچنان از پاي درآمد که به رسول خدا گفت : "اما اندوه من ( در فقدان فاطمه ) هميشگي است و از اين پس هر شب من ، تا به سحر به بيداري خواهد گذشت "

-------------------------------------------------------------------------

وبلاگ یاس کبود، فرا رسيدن 3 جمادي الثاني ، سالروز شهادت حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها ) را به محضر امام عصر ( عج ) و عموم مسلمانان جهان تسليت مي گويد و از خداوند متعال ، توفيق پيمودن راه آن بزرگوار را مسئلت مي نمايد .

يا اهل عالم گنه مادر سادات چه بود؟

يا اهل عالم
گنه مادر سادات چه بود؟
يا زهرا
هنوز صدا ي ناله ات
از مدينه ي دلها به گوش مي رسد
و بقيع احساسمان از بوي  غربت تو پر مي شود.
هنوز هر غروب ، سرخي خونت را  در شفق ديدگان اشکبار شيعيانت نظاره گريم.
هنوز باديدن فرزندانت ، عشق به کوثر در ديدگانمان مي جوشد
و خاطره ي غربت يتيمانت ،سادات شهر مدينه
حسنين (ع) و زينبين(س) برايمان تداعي مي شود.
زهرا جان با صميميت تمام  اعتراف مي کنيم
 در جستجو ي تو به قلبمان رسيده ايم
 از امروز ما فرزندانت با چشماني اشکبار
به مناسبت فرا رسيدن ايام حزن و اندوه
فاطميه  
در عزايت به سوگ مي نشينيم
و با نجواهاي علي (ع)و با اشکها ي حسنين(ع) و زينبين(س)
و با ناله ها ي يوسف فاطمه ي زهرا(س)
در فراغ مادر پهلو شکسته همنوا و همناله شويم.
 از همه ي محبين و دلسوختگان  حضرت زهرا (س) در اين ايام جانسوز
 التماس دعا داريم.

یا زهرا(س)

از فاطمه اكتفا به نامش نكنيد

نشناخته توصيف مقامش نكنيد

هر كس كه در او محبت زهرا نيست

علامه اگر هست سلامش نكنيد


لعن الله قاتليك يا فاطمة الزهراء


قهوه تلخ و فراماسوني

هدف ما از درج این مطلب فراماسون جلوه دادن کارگردان یا بازیگران و نویسندگان سریال قهوه تلخ نبود بلکه هدف نشان دادن تفکری فراماسونی است که متاسفانه در این سریال به صورت آگاهانه/ غافلانه (!) نشان داده شد . .


  هدف ما از درج این مطلب فراماسون جلوه دادن کارگردان یا بازیگران و نویسندگان سریال قهوه تلخ نيست بلکه هدف نشان دادن تفکری فراماسونی است که متاسفانه در این سریال به صورت آگاهانه/ غافلانه (!) نشان داده شد . .



چرا فراماسون ها نمادگرایی میکنند ؟



برای درک بهتر از این مثال استفاده میشود برای ظهور امام زمان (عج) نشانه هایی هست. وقتی انسان نشانه های ظهور را میبیند؛ عقل حکم میکند که ظهور نزدیک است .

این نکته را در ذهن داشته باشید در تعابیر اسلامی خروج دجال برابر است با ظهور مسیح(مسیح دروغین)از دید ماسونها . بنابر این اگر ما فراماسون را همان دجال بدانیم این استدلال در ذهن ما ایجاد میشود که باید برای ظهور مسیح دروغین (خروج دجال) نشانه هایی باشد .اما ظهور امام (عج) با ظهور شیطان فرق میکند آنان در حال ساختن ظهور مسیح دروغین اند کما این که نشانه های ظهور امام (عج) به واسطه ی تحرکاتی ایجاد میشود نه این که انسان آن را بسازد .

آنان در حال قرار دادن نشانه های مسیح دروغین(دجّال) اند که نشان دهند ظهور مسیح دروغین نزدیک است . و به همین ترتیب انسان به ظهور مسیح دروغین ایمان می آورد چراکه نشانه های او را در همه جا دیده است .

به این نکته توجه کنید :

"بر اساس کتاب "مبانی فراماسونری" نوشت هارون یحیی، در صورتی که دست زیر کت با زاویه صفر قرار بگیرد نشان میدهد شخص مورد نظر دارای نشان درجه 3 ماسونی میباشد."

این توضیح رو یکی از مدیران سایت وعده صادق در رابطه با سوالی که من پرسیده بودم، دادند . حالا به تصاویر توجه کنید :

کارل ماکس، موسس مکتب مارکسیست در حال نشان دادن  نظام درجه ی 3 ماسونی:

 

استالین، در حال نشان دادن  نظام درجه ی 3 ماسونی:

و در سریال قهوه تلخ، سیامک انصاری در حال نشان دادن  نظام درجه ی 3 ماسونی:

شما چی فکر میکنید ؟ آیا همه این ها تصادفیه ؟

قسمت دوم

هر چه محققین خواستند در برابر سریال قهوه تلخ و نماد گرایی فراماسونری سکوت کنند؛ با انتشار قسمت های دیگر این سریال، سکوت دربرابر آن آسان نبود. چر که هر چه می گذشت نماد گرایی در این سریال بیشتر می شد. هرچند در این سریال متلک های سیاسی بسیاری نهفته است اما ما به آن به دلیل بررسی از دید فراماسونری نمی پردازیم . در قسمت قبلی این مطلب 2 نماد طراحی لژ فراماسونری و نماد درجه 3 ماسونی را بررسی کردیم . اما دوستان نکته ای بسیار ظریف را در نماد " نشان درجه 3" گفتند  که آن اتفاقی نبودن آن را ثابت می کند . 

تصویر جناب سیامک انصاری که در حال نشان دادن نظام درجه 3 ماسونیست؛ در قسمت 9 و در دقیقه 33 اتفاق می افتند. همن طور که می دانید 9 و 33 از اعداد مقدس ماسون است . واقعا آیا نشان دادن 3 نماد و اعداد فراماسونری در این سریال شک ما را بر نفوذ تفکر فراماسونری در این سریال بیشت نمی کند ؟ به کارگیری ستاره 6 پر ( هگزاگرام - hexagram) یا ستاره صهیون که از ستاره های مشهور فراماسون هاست . این ستاره بنابر نظر محققین ( از جله علی اکبر رائفی پور ) از قرن 7 وارد آیین یهودیت شده . این ستاره از ستاره های مهم در جن پرسی و پرستش شیطان است . به طوری که تفاسیر متعددی از این ستاره در آیین فراماسونری شده است :

در قسمت اول این تصویر دوربین مدام از سمت این ستاره 6 پر به جای دیگر تصویر کشیده می شود. نکته این جاست که هر شکل 6 پری ، ستاره 6 پر نیست . اما نکاتی در قسمت اول این تصویر نهفته که بسیار جالب است :

محل فیلم برداری این سریال در کاخ نیاوران است . تارخچه ای کوتاه ای کاخ نیاوران :


"عملیات احداث این کاخ به دستور محمدرضا پهلوی در سال ۱۳۳۷آغاز گردید و با وقفه‌ای که در ساخت آن پیش آمد در سال ۱۳۴۶ به اتمام رسید و به محل سکونت محمدرضا پهلوی و خانواده اش اختصاص یافت."

اما محمد رضا پهلوی کیست ؟ وی یکی از ماسون های یکی از لژهای ایران است .بنابر این چون یک ماسون است و پادشاه ایران است باید محل سکوت وی دارای شاخصه های ماسونی باشد.

اما نکته اینجاست که چرا کارگردان سریال قهوه تلخ باید محل فیلم برداری را جایی اعلام کند که آن محل دارای شاخصه های ماسونی است . و اگر هم مجبور هست چرا باید از این نماد ها به طور مداوم تصویر برداری کند ؟ 

در قسمت دوم این تصویر هم ستاره 6 پر یا صهیون در گوشه دیوار که با سایه ترسیم شده است دیده می شود. 

باز هم ستاره 6 پر ، اینبار در انگشتر یکی از شخصیت های فیلم . عموما وقتی چند نماد قطعی در یک فیلم دیده میشد، دیگر نماد های مشکوک هم بیشتر جلوه می کند. :

نماد تک چشم در سریال قهوه تلخ. تک چشم ( چشم چپ) یکی از نماد های فراماسون هاست که تفاسیر متعددی از آن شده اما یکی از تفسیر های جالب از تک چشم این گونه تبیین شده است :

". در زمانی که حضرت ابراهیم قصد داشت اسماعیل را قربانی کند شیطان بارها او را وسوسه کرد و قصد داشت وی را از این کار منع کند و ابراهیم به سمت  او سنگ میزد و آخرین سنگ به چشم راست شیطان خرد و چشم راست شیطان کور شد. بنابراین به کار بردن نماد چشم چپ به احترام پادشاه آنان یعنی شیطان است"

در این سریال نماد تک چشم (چشم چپ) را در جای جای سریال میتوان مشاهده نمود : 

در پلان های متعدد این سریال کاراکتر بلوتوث مدام دست راست خود را به بالا میبرد که بسیار بسیار اتفاقی با یاد واره جرج واشنگتن (ماسون اعظم که دارای نشان 33 ماسونی بود ) در آمریکا تقارن دارد . البته خود مردم آمریکا هم از دیدن این یادواره در هنگام رونمایی تعجب کردند.


و در کارکتر دواءالملک :

و جالب ترین جای مطلب این که دوربین در قسمت های مختلف به ستون های ماسونی کاخ کشیده می شود اما در چه زمانی ؟ در قسمت 27 (9=2+7) و در دقیقه 33 تصویر بر روی ستون هایی که یا طراحی لژ های ماسونی ساخته شده است کشیده می شود. باز هم دو نماد 9 و 33 را در سریال قهوه تلخ مشاهده شد :

 اما این ستون ها چه ستون هایی هستند ؟ این ستون ها دقیقا شاخصه های ستون های ماسونی را دارند که در لژ ها استفاده می شود . 2 ستون ماسونی کنایه از 2 ستون معبد سلیمان است که فراماسون ها معتقد اند که در ابتدای ورودی معبد سلیمان 2 ستون قرار داشته و البته چند تفسیر دیگر هم از این دوستون می شود که در این جا به آن اشاره نمی کنیم .برای نمونه این تصاویر را نگاه کنید :

 

و این تصویر : 

یکی از جالب ترین عکس ها ، تصویر کارگردان است که در کنار ستون ماسونی ایستاده .(البته این تصویر در چند قسمت تکرار می شود ). فعلا به دلیل برخی شرایط از تفسیر نام کاراکتر "بلوتوث" چشم پوشی می کینم : 

 

در سمت چپ این تصویر، سر یکی از اسطوره های تاریخ  بر روی یک ستون ماسونی و در سمت راست  هم جرج واشنگتن (ماسون اعظم ) به علاوه ستون ماسونی معروف، دیده می شود.

در هنگام ورود کاراکتر "بلوتوث" به داستان، وی شعری میخواند که بسیار عجیب است . که چه قدر جالب است که یک یونانی چنین شعری را درباره مشرق و سرزمین امن و موعود میخواند :

http://www.yasiupload.com/uploads/1389/11/12966699752.jpg

سرزمین امن و قرار ؟ پرندگان مهاجر ؟ . چقدر جالب و اتفاقیه که این جملات ما را به یاد رژیم اسرائیل می اندازد . که مردمانش مهاجرانه به آنجا رفتند . البته این فقط یک تحلیل است نه تعمیم و همه میدانیم که اتفاقی است .


----------------------------



در هنگام ورود کاراکتر بلوتوث به داستان وی به یکی از بازیگران، یک زیتون میدهد . چقدر جالب است که زیتون (اگر اشتباه نکنیم )عبری آن همان "موسی" (ع)، پیامبر قوم یهود میشود . و به طور اتفاقی زیتون در پشت دلار های آمریکا به شکل جالی به کار رفته مثلا در پشت یک دلاری در سمت راست 13 برگ زیتون دیده میشود. البته تا آنجا که بررسی کردیم در طرح های قدیمی هیچ کدام از تاج هایی که سزار های یونانی بر سر میگذاشتند میوه زیتون نداشت شاید هم ما ندیدیم !


یکی دیگر از سخنان اتفاقی و جالب کاراکتر بلوتوث سخنانی که در باب کشتن افراد میزند :


چقدر واقعا جالب و اتفاقی است که تنها کسی که از آغاز خلقت تاکنون چنین کاری کرده کسی نیست جز شیطان ! و بسار جالب است که در هنگامی که بلوتوث میخواهد از کاخ برود؛ او میگوید من رو هرگز با این ها مقایسه نکن من از همه این ها بدترم ! .



انگار مسائل جالب در این سریال تمامی ندارد. دریکی از پلان ها، به طور کاملا اتفاقی در دقیقه 13، بلوتوث به یکی از بازیگران میگوید که بند پشت لباس من رو ببند. هنگامی که کاراکتر مذکور در حال بستن بند است یک نشانی شبیه هلال در پشت بلوتوث میبیند که این نشان، علامت فردی است که قرار است این مملکت رو به اوج اقتدار خودش برساند . چقدر اتفاقی این حرکت به امام زمان (عج) تشابه دارد که بر روی صورت خود یک خال دارد و قرار است بیاید تا جهان را از دست ظالمان خارج سازد . چه قدر اتفاقی!!!

و باز هم چقدر اتفاقی، هنگامی که بلوتوث از یکی از نگهبانان نامش را میرسد وی میگوید که نامش "داوود " است . بعد بلوتوث در هنگامی که سر به آسمان دوخته است میگوید " چه اسم زیبایی " و بسیار جالب است که در زمان 22:22 اتفاق می افتد.

اما داوود کیست ؟ داوود همان پیامبری است که فراماسون ها به آن پادشاه میگویند و حتی نام یکی از شهر هایشان را به این نماد گذاشته اند. مثلا تا به حال تعجب نکردید که واشنکتن دی سی (Washington DC) دی و سی آخر به چه معناست ؟ به معنی "David Capital " یعنی پایتخت داوود است . و عدد11 (مقدس ترین عدد) وضرایب آن هم از مهم ترین اعداد فراماسون هاست و اون رو به کار میبرن مثلا : جنگ 22 روزه غزه -جنگ 33 روزه لبنان -اسرائیل در مدار 33و 33 شمالی قرار دارد -آفریقای جنوبی در مدار 33 و 33 جنوبی قرار دارد.( به بازی های جام جهانی در این منطقه که البته نماد های ماسونی در آن به کار رفته است توجه کنید) -انداختن بمب هیراشیما در مدار 66(33+33) و 33 -حمله نظامیان آمریکایی در اوایل انقلاب در طبس در مدار 33 درجه ( جالب اینجاست که بسیاری از فرمانده های آمریکایی صحرای سمنان را برگزیده بودند اما چون طبس در مدار 33 بود ترجیه دادند درآن منطقه فرود آیند) -منطقه برمودا که لژهای ماسونی زیادی آنجاست در مدار66 و 33 قرار دارد. -در نظام فراماسونری که عموما در غرب حاکم است هیچ فردی به قدرت نمیرسد مگر این که فراماسون باشد و البته روئسای جمهور ضد فراماسونری کشته میشوند. مانند : - کشته شدن آبراهام لینکلن در صندلی شماره33 تئاتر

- کشته شدن جان.اف.کندی در شهر دالاس ايالت تگزاس در مدار 33 درجه چقدر اتفاقی!!!!!! ---------------------------- در قسمت 15 در دقیقه 18 کاراکتر برزوخان عدد 911 را به کار میبرد. چقدر جالب چه اعدادی .و چقدر جالب است که در حادثه کاملا اتفاقی یازدهم سپتامبر این حادثه در روز 9 و ماه 11 انجام شد و دقیقا چه قدر اتفاقی 911 روز بعد انفجارات مادرید اتفاق افتاد و واقعا اتفاقی در نهمین سالگرد ماجرای فروریختن برج های منهتن، قرآن سوزی های متعددی انجام پذرفت . چقدر اتفاقی .

چرا 9 مقدس است ؟ در افسانه های ماسون ها آمده است که" هیرام " معبد سلیمان (از نظر یهودیان فراماسون، حضرت سلیمان پیامبر نبوده بلکه جادوگر بوده و به او شاه سلیمان می گفتند) را ساخته است. درواقع ناظر بر ساخت معبد بوده است. عده ای (به دلیل نگفتن چند اسم رمز) هیرام رامیکشند و بدن او را قطعه قطعه میکنند. در همین میان، 9 ماسون قطعه های بدن هیرام را به هم میچسبانند و هیرام زنده میشود و به همین خاطر عدد 9 برای ماسون ها مقدس میشود . و تحلیل دیگری که 9 را مقدس میکند این است که عدد 9 کنایه از معجرات 9 گانه موسی (ع) است . که نشان درجه ماسونی هم کنایه از دست نورانی موسی است، هنگامی که آن را در لباس خود میکرد.
راستي دوستان به عكسها دقت كنيد



نفر سمت راست آنتوان لاوی است که موسس شیطان پرستی نوین به شمار می رود


نفر سمت چپ هم مهران مدیری خودمان است که در یکی از فیلم های سینمایی داخلی است .

به نظر شما بین این دو نفر چه شباهت هایی وجود دارد ؟؟؟


نکته : مار یکی از حیوانات مقدس شیطان پرست ها است . (( مثل خوک برای مسیحی ها ))

پي نوشت پست اول

این نظر رو یکی از خوانندگان گرامی به نام مهدی در این پست نوشتند. البته من نمیدونم این مهدی با اون مهدی بالایی یکی هست یا نه .نظر ایشون درباره یک حادثه ی قدیمی و واژه "برره" است . این واژه در آیه 16 سوره عبس آمده. من این واژه رو از جهت عدد های ماسونی و تعداد کلمات و خیلی چیزای دیگه بررسی کردم اما به نتیجه ای نرسیدم شما هم اون رو بررسی کنید ببینید  چیزی دستگیرتون میشه .

اگر یادتان باشد چال اسکندرون مکانی بود که اسکندر روزی از روزها از روستای برره رد شده و جای پایش در اون چال مانده و از آن به بعد اون چاله به مکان دیدنی اون روستا تبدیل شده

یک لحظه صبر کنید این ماجرا را قبلا نشنیده اید؟



ماجرای اصلی این است:


روزی از روزها که امام رضا (ع) که از مدینه به طرف مرو در حرکت بوده اند در نزدیکی نیشابور برای ادای نماز توقف می کنند و چون خواستند با خاک تیمم کنند آبی جاری پدید آمد و جای پای حضرت (ع) در گل می ماند و از آن موقع به بعد آنجا به مکانی زیارتی و دیدنی تبدیل می شود.



آیا منظور از چال اسکندرون که خیلی تمسخر آمیز مطرح شد همان قدمگاه امام رضا (ع) خودمان نیست؟


برره چیست؟


به معنای "نیکوکار" یک بار در قرآن در آیه 16 سوره عبس آمده


این که اسم سریال از این آیه گرفته شده باشد تعجبی نخواهد داشت چرا که قبل از این سریال این واژه هیچ کاربردی در میان مردم ایران نداشته است و تنها واژه ای عربی است که در قرآن فقط یک بار استفاده شده است.


اینها تنها احتمال است و هرکس ممکن است این نظر را نداشته باشد.


یاعلی"

پي نوشت پست دوم

یکی از بازدید کنندگان در قسمت قبلی این مطلب به نکاتی اشاره کرد که یک نکته آن را در این جا ثبت می کنیم : 


"برره چیست؟


به معنای "نیکوکار" یک بار در قرآن در آیه 16 سوره عبس آمده


این که اسم سریال از این آیه گرفته شده باشد تعجبی نخواهد داشت چرا که قبل از این سریال این واژه هیچ کاربردی در میان مردم ایران نداشته است و تنها واژه ای عربی است که در قرآن فقط یک بار استفاده شده است.

مَّرْفُوعَةٍ مُّطَهَّرَةٍ ﴿۱۴﴾ بِأَيْدِي سَفَرَةٍ ﴿۱۵﴾ كِرَامٍ بَرَرَةٍ ﴿۱۶﴾ (سوره عبس/آیات 14 تا 16 )

.یکی از کارهایی که فراماسون ها برای تکریم و شاد کردن ارباب خود (شیطان ) انجام می دهند؛ مسخره کردن مذهب های الهی است. به طوری که برخی از جن پرستان برای این که شیطان به آنان نزدیک شود 40 روز قرآن را به پای خود می بندند و برخی از اسم های الهی (مانند الله) را در پست ترین جاهای بدن خود می گذارند . و این موجب نزدیک شدن اجنه ( برخی جن ها در خدمت شیطان اند) به آن ها می شود . 

در سریال " شب های برره "نیز دقیقا همین عمل انجام شده به طوری که الان واژه " برره" یکی از واژه های تمسخر آمیز محسوب می شود. .

در این سریال هم از بز به عنوان یک موجود دوست داشتنی استفاده می شود. و البته بز در آیین دراماسونری هم یک حیوان مهم محسوب میشود. به طوری که بز بافومت (baphomet) یکی از نماد های مهم فراماسون هاست . در آیین فراماسونری هر چه در ادیان دیگر مقدس باشد برای آنان نحس است و البته در اکثر موارد هم عکس آن صدق میکند مثلا این که چرا بز برای آنان مقدس شد؛ یک علت جالبی دارد که : 

گفته می شود در زمان حضرت نوح (ع) که قرار بوده حیوانات را در درون کشتی قرار دهد، یک حیوان از فرمان نوح (ع) سرپیچی می کند و نوح هم اشاره ای به آن می کند و یک نقص در بدن آن حیوان ایجاد می شود اما آن چه حیوانی بود؟ درست فهمیدید آن حیوان بز بود . و در آیین فراماسونری برعکس آن عمل می شود و بز به عنوان یکی از مهم ترین نماد هایشان قرار می گیرد . نه حیوانی که سرپیچی کرده است . و خیلی جالبه که در پول هایی که هنگام پخش سریال شب های برره از سوی افراد نامعلومی (!) پخش می شد ؛ نماد هرم ناقص و بز ( بزی که چشم چپش به روی شماست )  دیده می شود که بسیار جای تامل دارد:

چند تذکر مهم : 

حتما بعد از مطالعه این مطلب، مطلب " آیا تحلیل فراماسونری به وسیله نمادها موجب تبلیغ آن میشود ؟ " را مطالعه کنید .

.هدف ما از درج این مطلب فراماسون جلوه دادن کارگردان یا بازیگران و نویسندگان سریال قهوه تلخ نبود بلکه هدف نشان دادن تفکری فراماسونی است که متاسفانه در این سریال به صورت آگاهانه/ غافلانه (!)  نشان داده شد . 

.چرا فراماسون ها نمادگرایی میکنند ؟



برای درک بهتر از این مثال استفاده میشود برای ظهور امام زمان (عج) نشانه هایی هست. وقتی انسان نشانه های ظهور را میبیند؛ عقل حکم میکند که ظهور نزدیک است .


این نکته را در ذهن داشته باشید در تعابیر اسلامی خروج دجال برابر است با ظهور مسیح(مسیح دروغین)از دید ماسونها . بنابر این اگر ما فراماسون را همان دجال بدانیم این استدلال در ذهن ما ایجاد میشود که باید برای ظهور مسیح دروغین (خروج دجال) نشانه هایی باشد .اما ظهور امام (عج) با ظهور شیطان فرق میکند آنان در حال ساختن ظهور مسیح دروغین اند کما این که نشانه های ظهور امام (عج) به واسطه ی تحرکاتی ایجاد میشود نه این که انسان آن را بسازد .


آنان در حال قرار دادن نشانه های مسیح دروغین(دجّال) اند که نشان دهند ظهور مسیح دروغین نزدیک است . و به همین ترتیب انسان به ظهور مسیح دروغین ایمان می آورد چراکه نشانه های او را در همه جا دیده است .

و در آخر:

مستشار الملک یا محمد علی فروغی؟؟؟؟؟

f4.jpg

------------------------

برگرفته از وبلاگ http://bidarshid.blogfa.com

ولادت امام جعفر صادق و نبی اکرم مبارک

السلام اي احمد مختار ختم الابنيا

السلام اي روح پاك فيض بخش انبيا

السلام اي آفتاب لامع برج حيا

گفت در وصف شب معراج ذات كبريا

احمد و محمود ابوالقاسم محمد مصطفي

السلام اي نو گل خوش بوي صحراي وجود

اي كه بر خاك قدومت كرده اهل حق سجود

اي رسول هاشمي، اي زينت غيب و شهود

هر زمان در وصف تو از غيب آيد اين صدا

احمد و محمود ابوالقاسم محمد مصطفي

 

 

 

 

ای ششم پیشوای اهل ولا

خلق را رهبری به دین هدی

پای تا سر خدا نمایی تو

هم ز سر تا بپای صدق و صفا

ولادت امام جعفر صادق و نبی اکرم مبارک

 

تسلیت

سلام بر تو اي فرستاده خوبي ها، اي مهربانترين فرشته خاک. تو از ملکوت آسمان به زمين فرا خوانده شدي تا انسان را با معناي واقعي اش آشنا کني. تو، آفتاب روشن حقيقت بودي در شام تيره زندگي. از مشرق دلها برآمدي و اکنون، آسمان تب دار غروب جانگداز توست.

در سال يازدهم هجرت رسول اكرم (ص) در آخرين سفرحج (در عرفه)، در مكه و در غديرخم، در مدينه قبل از بيمارى و بعد از آن در جمع ياران و يا در ضمن ‏سخنرانى عمومى، با صراحت و بدون هيچ ابهام، از رحلت ‏خود خبر داد. چنان كه قرآن رهروان رسول خدا (ص) را آگاه ساخته بود كه ‏پيامبر هم در نياز به خوراك و پوشاك و ازدواج و وقوع بيمارى و پيرى مانند ديگر افراد بشر است و همانند آنان خواهد مرد.  پيامبر اكرم (ص) يك ماه قبل از رحلت فرمود:

" فراق نزديك شده و بازگشت ‏به سوى خداوند است. نزديك است فراخوانده شوم و دعوت حق را اجابت  نمايم و من دو چيز گران در ميان شما مى ‏گذارم و مى ‏روم: كتاب خدا و عترتم، و خداوند لطيف و آگاه به  من خبر داد كه اين دو هرگز از يكديگر جدا نشوند تا كنار حوض كوثر برمن ‏وارد شوند. پس خوب بينديشيد چگونه با آن دو رفتار خواهيد نمود."

در حجه ‏الوداع در هنگام رمى‏ جمرات فرمود: "مناسك خود را از من ‏فرا گيريد، شايد بعد از امسال ديگر به حج نيايم و هرگز مرا ديگر در اين جايگاه نخواهيد ديد."

روزى به آن حضرت خبر دادند كه مردم از وقوع مرگ شما اندوهگين ‏و نگرانند. پيامبر در حالى كه به  فضل بن عباس و على بن ‏ابي‌‏طالب (ع) تكيه داده بود به سوى مسجد رهسپار گرديد و پس ازدرود و سپاس  پروردگار، فرمود: "به من خبر داده‏ اند شما از مرگ ‏پيامبر خود در هراس هستيد. آيا پيش از من، پيامبرى بوده است كه‏ جاودان باشد؟! آگاه باشيد، من به رحمت پروردگار خود خواهم ‏پيوست و شما نيز به  رحمت پروردگار خود ملحق خواهيد شد."

تسلیت بر همگان

اقبال در وصف مام حسین (ع)

محمود حکیمی مولف و محقق حوزه تاریخ و ادبیات گفت: در میان بزرگ مردان و شاعرانی که درباره حسین بن علی(ع) شعر سروده اند، شعر علامه اقبال لاهوری، بهترین شعری است که تاکنون درباره امام حسین (ع) سروده شده است.

وی اظهار داشت: در صورتی که ما زیارت وارث را بخوانیم، این حقیقت بزرگ واقف می شویم که حسین بن علی(ع) ادامه دهنده راه انبیاء است.

....

هر که پیمان با هوالموجود بست

گردنش از بند هر معبود رست

مؤمن از عشق است و عشق از مؤمنست

عشق را ناممکن ما ممکن است

............

شعر کامل اقبال لاهوری در ادامه مطلب

ادامه نوشته

عزاداری با بصیرت

سلام به همه دوستان یاس کبود

امشب که شام غریبان آقامون بود، چندتا مساله بدجور ذهنم رو به خودش مشغول کرد.

آخه از بچگی خودم و خانوادم پادویی هیئت امام حسین رو کردیم. امسال هم آقا اجازه نوکری تو مسائل فرهنگی هیئت رو به من حقیر دادن. مدت 4سال بود که تلاش میکردیم یه سری عقاید خرافی رو جمع کنیم. مثل علم کشی و چهل چراغ کشی و یه سری مسائل دیگه. که موفق هم شده بودیم.

هیئت هفتگی برگزار میکردیم. محرمی که سالهای پیش خلاصه شده بود تو طبل و سنج و تو خیابون رفتن، تبدیل شده بود به سخنرانی و مجلس روضه و سینه زنی و نماز جماعت. به نظرم عزاداری باید آگاهانه باشه. به همین خاطر از اساتید حوزه و دانشگاه دعوت میکردیم.

اما امسال با وجود پیشرفت هایی که تو زمینه فرهنگی داشتیم اما یه سری مسائل منسوخ شده دوباره برگشتن. انگار یکی اونا رو ریکاور کرده بود. دوباره چهل چراغ و علامت رو راه انداختن. دوباره تو مجلس سینه زنی لباس هاشون رو درآوردن.دوباره....

نمیدونم چرا فرهنگ عزاداری انقدر دست خوش تغییره؟ به راستی ما داریم راه رو درست میریم؟ هدف امام حسین از قیام کربلا جز امر بمعروف و احیای واجبات مخصوصا نماز بود؟ آیا واقعا ما درسمون رو خوب یاد گرفتیم؟

حسین؟؟

حسینی که می خواهم امروز در موردش صحبت کنم حسین یک رهبر مذهبی نیست . حسین انسان است، حسینی که همه تمایلات یک انسان را دارد.
به ما گفتند حسین تنها بود و به ما نگفتند که حسین بیش از آنکه تنها باشد جوانمرد بود .نگفتند با تمام تنهای اش با تمام نیازش به کسی که اورا لبیک گوید، در حساس ترین لحظات در آخرین شب ، زمانی که بیشترین نیاز را به یاری کننده ای داشت فرصت انتخاب را به همراهانش داد حتی برای اینکه خجالت زده نشوند پیشنهاد ترک خیمه ها را به هنگام شب داد ، تا ناجوانمردی آنها را با جوانمردی خود بپوشاند و با این کار درس اختیار و جوانمردی را به بشریت یاداوری کند.
به ما گفتند حسین خوب شمشیر می زد نگفتند حسین خوب سخن می گفت و حر ها را بیدار می کرد . نگفتند زبان حسین در برابر ظلم از شمشیرش بار ها برنده تر بود.
به ما گفتند حسین می دانست که در کربلا شهید می شود و به کربلا رفت تا شهید شود و به مقام بالا نائل گردد(یعنی خودکشی کرد تا به مقام والا دست یابد!) به ما نگفتند حسین با وجود یاران اندک ، با اینکه می دانست شکست می خورد ، حاضر نشد در برابر ظلم بنشیند، حاضر نشد چشم بر روی حق ببندد.
به ما گفتند عباس دست هایش بریده شد ، به ما گفتند عباس تشنه بود . نگفتند عباس بیش از تشنه بودن وفادار بود .نگفتند ارزش دست های عباس به جرعه آبی بود که به هنگام شنیدن صدای کودکان تشنه لب فرو ریخت.
به ما گفتند بیشتر بگریید تا بیشتر ثواب کنید و به ما نگفتند بیشتر بخوانید تا آگاه تر شوید و بیشتر فکر کنید تا بیدار تر شوید.
حسینی که امروز در موردش سخن می گویم ، حسین ،تنها به عنوان رهبر مذهبی نیست . بلکه یک انسان آزاده است ، انسانی که همه تمایلات یک انسان را دارد ، حسینی که نه از روی جبر معصومیت بلکه از اختیار انسانیت این راه را بر گزید ، و به این شکل رهبر سیاسی ، اجتماعی ، مذهبی انسان های آزاده تمامی اعصار گردید.
براستی چرا حسین و یارانش را اینگونه به ما معرفی کردند؟
چرا واقعه عاشورا را تبدیل به کارناوال عاشورا، کارناوال مشکی کردند؟

با تشکر از وبلاگ دانشجويان مهندسي كامپيوتر

عید سعید غدیر مبارک



عيد کمال دين .

سالروز اتمام نعمت و هنگامه اعلان وصايت و ولايت


امير المومنين عليه السلام

بر شيعيان و پيروان ولايت خجسته باد


 



ای علی تو نشان هدایت این امتی؛ هر که تو را دوست بدارد ، رستگار شود و هر که تو را دشمن بدارد ، به هلاک افتد.    پیامبر اکرم (ص)


ولایت علی بن ابی طالب (ع) ولایت خدا و محبت او عبادت خدا و پیروی از او فریضه ای از جانب خدا است . پیامبر اکرم (ص)


هر که من مولای اویم پس علی مولای او است .  پیامبر اکرم (ص)


روز غدیر خم برترین عید امت من است .  پیامبر اکرم (ص)


خداوند پس از غدیر خم برای کسی حجت و عذری باقی نگذاشت .  حضرت فاطمه زهرا (س )


ولادت باسعادت سلطان، امیر و ولی نعمت تمام ایرانیان، حضرت رضا-ع مبارک.

 

 

 

آن شب تمام عرشیان جشنى به پا كردند 

نـام شـما را آسـمانىها صـدا كردند


شـرقیترین خورشیدها آمد به پابوست              

هفت آسمان را پر زنور و باصفا كردند


از آسـمان درهـاى پرواز و رهایى را                    

بـهر پرسـتوى اسـیر عشق وا كردند


آن شـب كه آمد سبزپوشى از تبار نور                

آن شب كه دل را از غم دنیا رها كردند


آن شـب تـمام دسـتهاى آبـى عاشق               

تـا آسـمان رفتند، بارانى، دعا كردند


آن شـب شـب میلاد سبز هشتمین لاله          

دل را پر از عطر و صفاى یاسها كردند


باران مهر و رحمت و نور و صفا بارید                  

دل را بـه عـشق پاك (آقا) آشنا كردند

شاعر : مریم شمس

ولادت حضرت معصومه (س) و  روز دختر مبارک.

 

 

 

يا رب چه قشنگ است و چه زيبا حرم قم

چون جنت اعلا، حرم محترم قم

بانوي جنان، اخت رضا، دختر موسی

دردانه زهرا  و  ملائك  خدم  قم

اين مژده بس او را  كه بهشت است جزايش

هر كس  كه زيارت كندش  در حرم قم

 

 

 

شهادت امام صادق (ع) بر همگان تسلیت باد

شهادت امام صادق (ع)، مرد آسمانی مدینه، چشمه جود و سخاوت کوه حلم و بردباری، تجسم اخلاص و صبر و دریای عمیق علوم لدنی بر پیروان آن حضرت تسلیت باد.
امام جعفر صادق(ع) فرمودند:

چهار چیز نشانه نفاق است

سنگ دلی
اشک نریختن
اصرار بر گناه
و حرص بر دنیا.

بازنشستگی یا تداوم سختی ها؟؟؟

سلام...

امیدوارم مهر ماه خوبی رو آغاز کرده باشین...

یادتون هست که قرار بود یاس کبود در کنار مسایل مذهبی به مسایل و مشکلات روز جامعه هم بپردازه...یادتون که هست مساله حجاب یا مطلبی که در مورد تعدادی از کودکان عزیز کشورمون که متاسفانه بخاطر کم لطفی های مسئولین هنوز مداوا نشده بودند...

اما داستان امروز!!
روزها و ماه ها بود که وقتی از محل کارم به سمت منزل می اومدم با صحنه ای روبرو میشدم که واقعا تاسف بار بود...زمستان و تابستان نمیشناخت و تقریبا همه روزهای ماه این روال تکرار میشد...صحنه ای که میدیدم این بود:


حضور تعداد بسیار زیادی از سالخوردگان که به همراه کارتونی به سمت محلی میرفتند و حتی دیده بودم که شب ها تا دیر وقت در یک محل تجمع میکنند...غافل از اینکه این عزیزان برای شب مانی آمده اند!!همیشه برایم سوال بود که زمستان ها با این سوز و سرما در این شب ها اینجا چه میکنند؟

متوجه شدم که این عزیزان برای دریافت مستمری ماهانه خود اقدام به این کار میکنند!!!آره صف بانک...اما از ساعت 5 بعد از ظهر روز قبل به صف می ایستند...

دیشب دیگه طاقت نیاوردم و به همراه الهام خانوم برای تهیه گزارش رفتم....

مطالب زیر به همراه تصاویر مربوط میشه به گزارش یکشنبه شب.

در آغاز نویسنده خوب وبلاگ یاس کبود شروع به رایزنی برای تهیه گزارش کرد تا مبادا پدران عزیز از این مساله رنجیده خاطر بشن...اما برعکس بسیار از ما استقبال کردند...

وقتی پای صحبتشون نشستیم تازه فهمیدیم که چه سختی هایی رو برای دریافت مستمری ماهانه یا همون حقوق بازنشستگی متحمل میشن...یکی از همین عزیزان میگفت: در سرمای زمستان به دلیل سر خوردن در همین صف ها پایش به شدت مجروح شده و کارش به بیمارستان کشیده و جالب اینجاست که همه حقوق اون ماهش رو برای مداوا هزینه کرده!!!


دیگری میگفت حقوق ما 6% اضافه شده در صورتی که تورم بیداد میکنه...و با بغضی در گلو میگفت با 400 هزار تومان و 5سر عائله چه کنم؟؟

هنوز اون لبخندهای زیبا در ذهنم هست...با این همه مشکل و سختی بازهم لبخند بر لبانش بود...من که شرمنده این صبر والای شما هستم...

باورم نمیشد در همین 30 دقیقه آنقدر صحبت شد که دیگه الهام برگه ای برای نوشتن نداشت!!!


سخنم با شماست آقای وزیر...شما که بر مسند قدرت تکیه زدید...شما که در وزارت رفاه هستید...شما که روزهاست با استفاده از رسانه های جمعی این خبر رو انتشار دادید که مطالبات بازنشستگان رو پرداخت کردید...پس این مطالبات کجاست؟به حساب کدوم بازنشسته واریز شده که ما خبر نداریم...البته ما نه هیچ بازنشسته ای خبر نداره!!!


از برخورد زننده کارکنان بانک با این عزیزان که بگذریم، سوال از شما آقای وزیر اینه خود شخص شما آیا توان ایستادن در این صف و با این زمان رو فقط برای یک شب رو دارید؟فقط یک شب...

آیا سزاوار است که فردی 30 سال چه بسا بیشتر حق بیمه واریز کند و این استراحت او پس از 30 سال باشد؟

نتیجه گیری رو به خودتون واگذار میکنم...

*این داستان ادامه دارد*

----------------------------------------------

پاورقی: نکته ای که در این بین خیلی برام جالب بود رو براتون تعریف کنم...هنگام خداحافظی یکی از همین عزیزان سراسیمه به سمت من دوید و گفت: شما کدوم طرفی هستین؟با تعجب گفتم کدوم طرفی؟منظورتون چیه؟ من طرف شما هستم...طرف حق...دوباره با اندکی ترس گفت نکنه مخالف نظام هستید...گفتم نه...امام علی (ع) فرمودند: "حق گرفتنی است"


اجازه آقا

آقا اجازه این دو سه خط را خودت بخوان

    قبل از هجوم سرزنش و حرف دیگران

      آقا اجازه پشت به من کرده قلبتان

دیگر نمیدهد به دلم روی خوش نشان

قصدم گلایه نیست اجازه ...نه به خدا

اصلا به این نوشته بگویید داستان

من خسته ام از آتش و از خاک از زمین

از احتمال فاجعه از آخر زمان

آقا اجازه سنگ شدم مانده در کویر

باران ببارد و باز باران از آسمان

اهل بهشت یا جهنمم ؟خودت بگو

آقا اجازه ما که نه در این و نه در آن

یک پای در جهنم و یک پای در بهشت

یا در زیر دستهای نجیب تو در امان

آقا اجازه.....باشد صبوری میکنم

اما تو لا اقل دستی برای من از دورها بده تکان

آقا بخاطر حرمت قرآن بیا

امروز نیز زینب داغدار ماتمی بزرگ است

http://s1.picofile.com/seyyedkarimi/Pictures/%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1/%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1%DB%8C%20%D8%B9%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C.jpg
پیامبر به خانه آمده بود و فاطمه نظاره گر دندان های شکسته پیامبر بود

فاطمه به خانه آمده بود و علی نظاره گر چادر خاکی فاطمه بود

علی را به خانه آورده بودند در حالی که حسن داغدار مظلومیت مولابود
جگر پاره پاره حسن در تشتی بود و حسین نظاره گر پاره های جگر حسن بود
حسین در قتلگاه بود و زینب بر تل زینبه
زینب بود و صبر بر همه مصائب پیشین

http://eslahonline.net/wp-content/uploads/2010/06/cross.jpg

پاره پاره کردن قرآن ناطق در قتلگاه با دخت علی چه کرد
امروز نیز زینب داغدار ماتمی بزرگ است
خاطرات زنده شد
کربلائیون ماندند و مابقی فانی شدند
چقدر سوختی؟
چه میبینیم، غیرت شیعه هنوز داغدار مظلومیت صاحبان آن است
از تو مدد میخواهیم یا زینب کبری
از تو که مصائب بزرگی را تحمل کردی
از تو که با نگاهت قلب سجاد را آرام کردی
قلبمان را آرام کن
داغداریم
امام زمان داغدار است
رهبری مصیبت زده است
خدایا ظهور ولیت امام زمان را نزدیکتر بفرمامسلمانان به هوش باشید یزید و یزیدیان از هر موقعیتی در جهت پیشبرد مقاصدشان استفاده می کنند

با پیروی از ولی زمان راه های سوء استفاده را خواهیم بست

---------------------------------

برگرفته از وبلاگ دوست عزيزم طلبه با عنوان انسان ها آينده يكديگرند

عید سعید فطر مبارک

 

 

 

 http://img.tebyan.net/big/1387/07/51642108281261952231691207310712314421822.jpg

 

خداحافظ ای ماه غفران و رحمت


خداحافظ ای ماه عشق و عبادت


خداحافظ ای ماه نزدیکی بر آرزوها


خداحافظ ای ماه مهمانی حق تعالی


خداحافظ ای دوریت سخت و جانکاه


خداحافظ ای بهترین ماه الله

 

حلول ماه رمضان بشارتی است بر تمامی مسلمانان که خبر از گشایش درهای فردوس برین می دهد و مژده ضیافت الهی است بر آنان که: بیایید با درک لحظه لحظه نورانی آن توفیق «میهمان خدا» بودن را داشته باشید و در مسیر عزت و سعادت و کمال از زلال چشمه انوار الهی دل و جان بشویید .

 

- نماز عيد فطر و قربان دو ركعت است با نُه قنوت و اينگونه خوانده مى شود:

-- در ركعت اوّل نماز پس از حمد و سوره بايد پنج تكبير گفته شود, و بعد از هر تكبير يك قنوت , و بعد از قنوت پنجم تكبير ديگرى و سپس ركوع و دو سجده .

-- در ركعت دوّم پس از حمد و سوره چهار تكبير گفته مى شود و بعد از هر تكبير يك قنوت و بعد از قنوت چهارم تكبير ديگرى و سپس ركوع و دو سجده و تشهد و سلام .(4)

-- در قنوت هاى نماز عيد هر دعا و ذكرى بخوانند كافى است , ولى بهتر است به اميد ثواب اين دعا را بخوانند:


اَللّهُمَّ اَهْلَ الْكِبْرِياَّءِ وَالْعَظَمَةِ وَاَهْلَ الْجُودِ وَالْجَبَرُوتِ وَاَهْلَ الْعَفْوِ

خدايا اى اهل بزرگى و عظمت و اى شايسته بخشش و قدرت و سلطنت و اى شايسته عفو

وَالرَّحْمَةِ وَاَهْلَ التَّقْوى وَالْمَغْفِرَةِ اَسْئَلُكَ بِحَقِّ هذَا الْيَومِ الَّذى

و رحمت و اى شايسته تقوى و آمرزش از تو خواهم به حق اين روزى كه

جَعَلْتَهُ لِلْمُسْلِمينَ عيداً وَلِمُحَمَّدٍ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ الِهِ ذُخْراً [وَشَرَفاً]

قرارش دادى براى مسلمانان عيد و براى محمد صلى الله عليه و آله ذخيره و شرف

وَمَزِيْداً اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تُدْخِلَنى فى كُلِّ خَيْرٍ

و فزونى مقام كه درود فرستى بر محمد و آل محمد و درآورى مرا در هر خيرى كه

اَدْخَلْتَ فيهِ مُحَمَّداً وَ الَ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تُخْرِجَنى مِنْ كُلِّ سُوَّءٍ اَخْرَجْتَ

درآوردى در آن خير محمد و آل محمد را و برونم آرى از هر بدى و شرى كه برون آوردى

مِنْهُ مُحَمَّداً وَ الَ مُحَمَّدٍ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلَيْهِمْ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ

از آن محمد و آل محمد را - كه درودهاى تو بر او و بر ايشان باد - خدايا از تو خواهم

خَيْرَ ما سَئَلَكَ مِنْهُ عِبادُكَ الصّالِحُونَ وَاَعُوذُ بِكَ مِمَّا اسْتَعاذَ مِنْه ُعِبادُكَ الْصّالِحُونَ

بهترين چيزى را كه درخواست كردند از تو بندگان شايسته ات و پناه برم به تو از آنچه پناه بردند از آن بندگان شايسته ات.(5)

 

*****************************************

دعا بدون ترجمه برای دوستانی که تمایل به پرینت گرفتن دارند

 

اللّهُمَّ أَهْلَ الْكِبْرياءِ وَالْعَظَمةِ

وَ أهْلَ الجُودِ وَالجَبَرُوتِ

وَ أهْلَ العَفْو وَالرَّحْمَةِ

وَ أهْلَ التَقّوىٰ وَالمَغْفِرَة،

أسْئَلُكَ بَحَقِّ هدا الْيوَمِ

الّذي جَعَلْتَهُ لِلمُسْلِمينَ عيداً

وَ لِمُحَمّدٍ صَلّىٰاللهُ عَليْه وَ آلِهِ

ذُخْراً وَ شَرَفاَ وَ مَزيداً،

أن تُصَلّي عَلىٰ مُحَمّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ

وَ أنْ تُدْخِلني في كُلِّ خَيْرٍ أدْخَلْتَ فيهِ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّد

وَ أنْ تُخْرِجَني مِنْ كُلِّ سُوءٍ أخْرَجْتَ مِنْهُ مُحَمَّداً وَ آل مُحَمَّدٍ،

صَلَوٰاتُكَ عَلَيُهِ وَ عَلَيْهِمْ، اللّهُمَّ

إني أسْئَلَكَ خَيرَ مٰا سَئَلَكَ مِنْهُ عِبادُكَ الصّٰالِحُونَ

وَاعُوذُ بِكَ مِمّا اسْتَعاذَ عِبادُكَ الْمُخْلِصوُنَ .

 

******************************************

 

منابع:

http://www.shia-leaders.com/

http://www.aviny.com/

 

صلواتی نثار روح درگذشتگان بفرمایید

 

التماس دعا

 

 

خدایا! خروج از ماه مبارک را برای ما مقارن با خروج از تمامی گناهان قرار بده.. آمین

 

 

فرازهایی از دعای و داع امام سجاد(ع) با ماه رمضان:

 

بدرود ای بزرگترین ماه خداوند و ای عید اولیای خدا...

بدرود ای ماه دست یافتن به آرزوها....

بدرود ای یاریگر ما که در برابر شیطان یاریمان دادی...

بدرود ای که هنوز فرا نرسیده از آمدنت شادمان بودیم

و هنوز رخت برنبسته از رفتنت اندوهناک.

 

* التماس دعا*

 

 

 

عید سعید فطر بر همه مبارک

عید فطر بر همه مبارک بچه ها نماز روزه هاتون قبول حق

تسلیت بر همگان

بالاخره آنشب تاريك و هولناك بپايان رسيد و على عليه السلام عزم خروج از خانه را نمود در اين موقع چند مرغابى كه هر شب در آن خانه در آشيانه خودميخفتند پيش پاى امام جستند و در حال بال افشانى بانگ همى دادند و گويا ميخواستند از رفتن وى جلوگيرى كنند!

على عليه السلام فرمود اين مرغ‏ها آواز ميدهند و پشت سر اين آوازها نوحه و ناله‏ها بلند خواهد شد!ام كلثوم از گفتار آنحضرت پريشان شد و عرض كرد پس خوبست تنها نروى.على عليه السلام فرمود اگر بلاى زمينى باشد من به تنهائى بر دفع آن قادرم و اگر قضاى آسمانى باشد كه بايد جارى شود.

على عليه السلام رو بسوى مسجد نهاد و به پشت بام رفت و اذان صبح را اعلام فرمود و بعد داخل مسجد شد و خفتگان را بيدار نمود و سپس بمحراب رفت و بنماز نافله صبح ايستاد و چون بسجده رفت عبد الرحمن بن ملجم با شمشير زهر آلود در حاليكه فرياد ميزد لله الحكم لا لك يا على ضربتى بسر مبارك آنحضرت فرود آورد و شمشير او اصابت نمود و فرق مباركش را تا پيشانى شكافت خون از سر مبارك على عليه السلام جارى شد و محاسن شريفش را رنگين نمود و در آنحال فرمود :

بسم الله و بالله و على ملة رسول الله فزت و رب الكعبة.

(سوگند بپروردگار كعبه كه رستگار شدم) و سپس اين آيه شريفه را تلاوت نمود:

منها خلقناكم و فيها نعيدكم و منها نخرجكم تارة اخرى (3) .

(شما را از خاك آفريديم و بخاك بر ميگردانيم و بار ديگر از خاك مبعوث‏تان ميكنيم) و شنيده شد كه در آنوقت جبرئيل ميان زمين و آسمان ندا داد و گفت:

تهدمت و الله اركان الهدى و انطمست اعلام التقى و انفصمت العروة الوثقى قتل ابن عم المصطفى قتل على المرتضى قتله اشقى الاشقياء. (بخدا سوگند ستونهاى هدايت در هم شكست و نشانه‏هاى تقوى محو شد و دستاويز محكمى كه ميان خالق و مخلوق بود گسيخته گرديد پسر عم مصطفى صلى الله عليه و آله كشته شد،على مرتضى بشهادت رسيد .

همهمه و هياهو در مسجد بر پا شد حسنين عليهما السلام از خانه بمسجد دويدند عده‏اى هم بدنبال ابن ملجم رفته و دستگيرش كردند،

على عليه السلام وصيت خود را بحسنين عليهما السلام چنين بيان فرمود:

اوصيكما بتقوى الله و ان لا تبغيا الدنيا و ان بغتكما،و لا تأسفا على شى‏ء منها زوى عنكما...

شما را بتقوى و ترس از خدا سفارش ميكنم و اينكه دنيا را نطلبيد اگر چه‏دنيا شما را بخواهد و بآنچه از (زخارف دنيا) از دست شما رفته باشد تأسف مخوريد و سخن راست و حق گوئيد و براى پاداش (آخرت) كار كنيد،ستمگر را دشمن باشيد و ستمديده را يارى نمائيد.

درباره همسايگاه از خدا بترسيد كه آنها مورد وصيت پيغمبرتان هستند و آنحضرت درباره آنان همواره سفارش ميكرد تا اينكه ما گمان كرديم براى آنها (از همسايه) ميراث قرار خواهد داد.و بترسيد از خدا درباره قرآن كه ديگران با عمل كردن بآن بر شما پيشى نگيرند،درباره نماز از خدا بترسيد كه ستون دين شما است و درباره خانه پروردگار (كعبه) از خدا بترسيد و تا زنده هستيد آنرا خالى نگذاريد كه اگر آن خالى بماند (از كيفر الهى) مهلت داده نميشويد و بترسيد از خدا درباره جهاد با مال و جا ن و زبانتان در راه خدا،و ملازم همبستگى و بخشش بيكديگر باشيد و از پشت كردن بهم و جدائى از يكديگر دورى گزينيد،امر بمعروف و نهى از منكر را ترك نكنيد (و الا) اشرارتان بر شما حكمرانى كنند و آنگاه شما (خدا را براى دفع آنها ميخوانيد) و او دعايتان را پاسخ نگويد.

على عليه السلام پس از ضربت خوردن در سحرگاه شب 19 رمضان تا اواخر شب 21 در خانه بسترى بودو در 21 رمضان به شهادت رسیدند

التماس دعا در این روزها

و شهادت حضرت علی (ع) بر همه شما تسلیت


امام حسن: بهترین نیکویی، اخلاق نیکو است. میلادش مبارك

 

 

از بزرگواری کریم اهل بیت علیه‏السلام به دور است

که هنگام نیاز و حاجت کسی، کرامت خویش بپوشاند

و در انعام و اکرام به او بخل ورزد...

پس دست التماس ما و دامان کریمانه او!

 

نیمه ماه مبارک بس شرافت دارد امشب

چون خدا بر بندگان خود عنایت دارد امشب

 

رحمت بی‏منتهای دوست می‏بارد به عالم

بس که خیر و برکت و فیض و سعادت دارد امشب

 

این شب قدر است یا روز وصال قرب یزدان

بر شب قدر از شرف آری فضیلت دارد امشب

 

جشن میلاد حسن در عرش اعلا گشته برپا

زین سبب بر لیلة‏الاسرا شباهت دارد امشب

 

سیّد خیل جوانان بهشت آمد به دنیا

مرحبا بر سایر شبها سیادت دارد امشب

 

 

پرندگان همه ستايش و نيايش خدا مى‏كنند

 

 

پرندگان همه ستايش و نيايش خدا مى‏كنند

 

سوره النور, آيه ۴۱


آيا ندانسته‏اى كه هر كه [و هر چه] در آسمانها و زمين است براى خدا تسبيح مى‏گويند و پرندگان [نيز] در حالى كه در آسمان پر گشوده‏اند [تسبيح او مى‏گويند] همه ستايش و نيايش خود را مى‏دانند و خدا به آنچه مى‏كنند داناست

 

منبع:

سایت پارس قرآن

http://www.parsquran.com/

 

 

 

رمضان

شكستن دل انسانی و ناراحت كردن او از گناهانی است

كه فقط با پشیمان شدن و طلب آمرزش از خداوند آمرزیده نمی شود.

بلكه باید به نحوی دل آن فرد را نیز به دست آورد و او را از خود راضی و خشنود نمود .

در حدیث آمده است كه خداوند می فرماید: «انا عند المنكسره قلوبهم؛

من همدم قلب های شكسته هستم» یعنی انسان دل شكسته

در پیشگاه خداوند دارای جایگاه ویژه ای است و مورد توجه خداوند می باشد

و دعا و نفرین انسان دل شكسته خیلی زود اثر می بخشد.

س در مرحله اول باید انسان مراقب باشد دل كسی را نشكند

و قلبی را جریحه دار نسازد و اگر خدای ناخواسته این اتفاق افتاد باید

به سرعت جبران و تلافی كند و دل شكسته را التیام بخشد

و آن را به دست آورد و تنها استغفار و آمرزش كافی نیست

مگر این كه آن فرد از انسان دور باشد و انسان قدرت جبران نداشته باشد

كه در این صورت علاوه بر استغفار و طلب آمرزش

از درگاه الهی باید در حق آن فرد دعای خیر كرد

و خیر دنیا و آخرت او را از خداوند درخواست نمود

و با این كار انشاءالله قلب او در باطن از شما راضی و خشنود می گردد.

شکستن دل تاوان سنگینی داره

آیا دل آزردن و دل شکستن گناه دارد؟ آیا میتوانم بی اعتنا باشم؟

امیدوارم تو این ماه عزیز بتونیم دل کسی رو نشکنیم یا اگه دلی را شکستیم

جبران کنیم

التماس دعا






رمضان ماه میهمانی خدا

ماه رمضان بر همگان مبارک

امام محمد باقر (ع) فرمود: نگوئید این است رمضان، و نگوئید رمضان رفت و یا آمد، زیرا رمضان نامی از اسماء الله است که نمی رود و نمی آید که شی ء نابود شدنی می رود و می آید. بلکه بگوئید ماه رمضان، پس ماه را اضافه کنید در تلفظ به اسم، که اسم، اسم الله می باشد. و ماه رمضان ماهی است که قرآن در آن نازل شده است و قرآن آن را مثل و عید قرار داده است همچنان که پروردگار بزرگ عیسی بن مریم سلام الله علیها را برای بنی اسرائیل مثل قرار داده است(1) و از حضرت علی ابن ابیطالب روایت شده که حضرت فرمود: "شما به راستی نمی دانید که رمضان چیست و چه فضائلی در او نهفته است.(2)

رسول الله(صلى الله عليه و آله) هنگامى كه رويت هلال رمضان می فرمود، رو به قبله مى‏نمود و دستهاى مباركش را بلند مى‏كرد و مى‏گفت: پروردگارا اين ماه را بر ما نو گردان به امن و امان، و سلامتى و اسلام، و تندرستى شايان تشكر، و روزى فراخ، و بر طرف ساختن دردها و ناملايمات، بار پروردگارا روزى كن ما را روزه و قيام براى عبادت، و تلاوت قرآن در اين ماه، و او را براى ما سالم و تمام گردان، و او را از ما سالم بدار، و ما را در اين ماه سالم و تندرست فرما.(3)


-----------------------------

پاورقی:

1. بحار، جلد96، ص 376، طبع اسلامیه

2. بحار، جلد96، ص377

3. من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 100